محمد مفيد مستوفى بافقى
105
جامع مفيدى ( فارسى )
اوقات خجسته ساعات مىگذرانيد ، تا وقتى كه نداى « يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ » را به گوش هوش شنيده متوجه رياض قدس گرديد . و نبيرهء پسرى آنجناب شاه قوام - الدين بن شاه شمس الدين قايممقام جد بزرگوار گشته به احياء سنن سنيهء آباء عظام قيام نمود . و او به صفت علوهمت و سموّ رتبت موصوف بوده ابواب لطف و مكرمت بر روى روزگار صغار و كبار مىگشاد . و چون نوبت آنجناب درگذشت شاه بهاء الدوله بر مسند ارشاد نشست و آن سيد ستودهخصال فاضلترين اولاد شاه قاسم نوربخش بود و بمزيد علم و دانش از ساير سادات صاحبسعادات ممتاز و مستثنى مىنمود و همواره [ 90 ب ] اوقات خجسته ساعات به اداى وظايف طاعات مصروف مىداشت و در تتبع سنن سنيهء آباء عظام خويش كوشيده نقوش افاده و ارشاد بر صحايف خواطر ارباب دين و دولت مىنگاشت . و آنجناب در اواخر ايام زندگانى خاقان منصور سلطان حسين ميرزا از جانب عراق بدار السلطنهء هراة تشريف داده در خانقاه خواجه افضل الدين محمد كرمانى نزول اجلال فرمود و منظور نظر رعايت آن پادشاه گشته در ظل عاطفتش بياسود . و چون خاقان منصور وفات يافت شاه بهاء الدوله به صوب عراق و آذربايجان شتافته در سلك ملازمان بارگاه عالم - پناه شاهنشاه كيوان بارگاه ابو البقا شاه اسمعيل بهادر خان منتظم گشت و بعد از دو سه سال كه در كمال اقبال ملازمت نمود به حسب اقتضاء قضا مؤاخذ شده درگذشت . شاه صفى برادر شاه قوام الدين نوربخشى بود . بسيار درويشنهاد و فانى مشرب بود . به قدر در تحصيل علوم سعى كرده بود . بشرف طواف بيت اللّه الحرام و زيارت حضرت رسول و ائمهء دين صلوات اللّه و سلامه عليه و عليهم اجمعين مشرف شد . اين رباعى از آنجناب است : هرگز دل هيچكس ميازار صفى * تا بتوانى دلى بدست آر صفى سررشته همين است نگهدار صفى * زنهار صفى هزار زنهار صفى